آنچه در ذهن مردم و بطور کل جامعه جا افتاده این است که بورس مکانی برای خرید و فروش سهام است اما اگر سیاستگذاران ما کمی رویکرد خود را تغییر دهند، بازار سهام در این مقطع میتواند نقش بزرگتر و پررنگتری را ایفا کند؛ چراکه اقتصاد ما بعد از این جنگ بیش از هر زمان دیگری نیاز به سرمایه دارد؛ سرمایههایی که بتواند در مسیر «ساخت مجدد کارخانهها» ، «پیشبرد پروژههای اقتصادی» و «ساخت و اصلاح زیرساختها» قرار بگیرد.
«مهبد قندچی»، کارشناس بازار سرمایه در یادداشتی برای بورس24 نوشت:
از زمان تعطیلی بازارسهام تحت تاثیر حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان 50 روز عادی و بهعبارت دقیقتر با محاسبه تعطیلات عادی 30 روز کاری گذشته است و امروز که این یادداشت را قلم میزنم، در یک آتشبس شکننده توام با ابهام در وضعیت تنگه هرمز قرار داریم و باری دیگر فضای رسانهای و توئیتری بر سر موضوع توافق داغ شده است.
بدون تعارف در مقطع فعلی هیچکس نمیداند نقطه پایان رویارویی و جدال اخیر کجاست ! آیا جنگ پایان یافته یا طرفین ماجرا در حال نفسگیری برای راهانداختن آتش جدیدی در منطقه هستند ؟ آیا توافقی در راه است یا ترامپ همچون گذشته با توئیتهای جنجالی خود به دنبال بازیهای رسانهای و تحت فشار قرار دادن حاکمان کشور است ؟ آیا توافقی در راه است یا دشمن همچون گذشته به دنبال عملیات فریب است ؟
اینها پرسشهایی است که نهتنها ذهن سرمایهگذاران و سهامداران، بلکه ذهن بسیاری از افراد جامعه را درگیر کرده است. اما آنچه برای ما بورسیها دارای اهمیت بالاتری است این است که بازار سهام چه زمانی از وضعیت توقف خارج میشود ؟ و پرسش مهمتر اینکه اصلا بازگشایی بازار سهام به سود سهامداران است یا به زیان آنها ؟!
نظرسنجیها در فضای مجازی ؟
الزامات بازگشایی بورس در شرایط آتشبس را باید در مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و ساختاری جستوجو کرد که همگی به صورت همزمان بر رفتار بازار و تصمیم سیاستگذار اثر میگذارند. نظرسنجیهای اخیر در فضای مجازی به شکل واضح و قطعی نشان میدهد که اکثر غریب به اتفاق سرمایهگذاران توقف بورس تا زمان آتشبس دائمی و روشن شدن ابهامات سیاسی را منطقیتر از تصمیمات دیگر میدانند؛ هر چند که طیفی هم معتقدند بازار سهام هر چه سریعتر باید به شرایط عادی بازگردد.
طبیعتا هر فردی استدلال خاص خود را دارد اما سیاستگذار در مقطع فعلی با درک نسبتا کافی و صحیح از وقایع حادث شده که قابل تقدیر است، ترجیح داده بازگشایی بازار را به زمانی موکول کند که دستکم ریسکها تا حدی فروکش کرده باشند؛ چراکه گاهی بعضی تصمیمها صرفا اقتصادی نیست و بیشتر شبیه به اعلام موضع است ! بازگشایی بورس در شرایط آتشبس شکننده فعلی دقیقاً از همین جنس است و نمیتوان بازار سهام را شتابزده و بدون یک برنامهریزی قوی و مدون از وضعیت تعلیق خارج کرد.
خطرات بازگشایی بدون محاسبات
تصمیمگیری بدون فراهم شدن پیشنیازهای لازم، این خطر را دارد که بیاعتمادی فعالان بازار افزایش یابد بهخصوص در این زمان که برخی زیرساختهای کشور در حوزههای مختلف آسیب دیدهاند و بازار برآورد مشخصی از میزان خسارات و اثرات آن ندارد. لذا سیاستگذار پیش از تصمیم به گشایش باید به تصویری نسبتاً روشن از شرایط اقتصادی، وضعیت عملیاتی شرکتها و فضای سیاسی دست پیدا کند.
در همین راستا، تعیین تکلیف وضعیت بیمه یا نحوه جبران خسارت شرکتهای آسیبدیده اهمیت دوچندان دارد. نحوه پرداخت خسارت، میزان پوشش بیمهای و زمانبندی جبران زیانها متغیرهایی هستند که میتوانند تأثیر مستقیمی بر ارزشگذاری سهام این شرکتها داشته باشند. در کنار همه این عوامل ایجاد هماهنگی میان کارگزاران بورس در ارائه تسهیلات به مشتریان اعتباری، میتواند از بروز ناهماهنگیها و فشار مضاعف بر سرمایهگذاران جلوگیری کند.
بنابراین بازار سرمایه، برای خرید و فروش سهام و سرمایهگذاری نیاز به صبر و تحلیل و همچنین شفافشدن خسارات وارده دارد. تجربه ثابت کرده که در لحظات بحرانی یا هیجانی، ترس جای صبر و تحلیل را میگیرد. به نظر اکنون در این نقطه قرار داریم و برای هیچکس روشن نیست که «اوضاع میتواند رو به بهبود برود» یا «ممکن است فضا در مسیر بدتر شدن قرار بگیرد» ! بنابراین پرسش اصلی این است که بازگشایی بازار یک ضرورت است یا ریسک ؟!
سیگنال نااطمینانی یا کنترل ریسک ؟
ادامه توقف بازار سهام ممکن است این سیگنال برای سهامداران ارسال کند که سیاستگذار اطمینانی به آینده ندارد اما در عین حال چنانچه بازار سهام بدون کنترل، حمایت و برنامهریزی گشایش شود، ممکن است اولین موج هیجان، تبدیل به بحران جدید و پیچیدهای برای سیاستگذار و بطور کل کشور شود؛ علیالخصوص که شبکههای معاند در خارج از کشور به شدت تشنه بهرهبرداری از این بحران هستند !
بنابراین برای هر تصمیمی ابتدا باید نقاط ضعف و قوت را مورد بررسی قرار داد. در همین راستا نگاه به بازار سهام برخی از کشورهای جنگزده در گذشته نشان میدهد که واکنش معاملهگران و سهامداران در شرایط بحران، بیشتر از آنکه تابع «خبر و بازی رسانهای» باشد، تابع «نحوه مدیریت صحیح بحران» است؛ رویکردی که در بورس کشور ما کمتر دیده شده اما به شکل واضحی روشن است که سیاستگذار در این مقطع باید با الگوبرداری و استفاده از تجربیات و تحولات بورس سایر کشورها گامهای درست، کمخطا و دقیقی بردارد.
استفاده از تجربیات کشورهای جنگزده
نزدیکترین تجربه به جنگ اخیر روسیه و اوکراین باز میگردد. در این بحران، بورس اوکراین برای مدتی متوقف شد و بازگشایی آن به صورت تدریجی و همراه با محدودیتهای معاملاتی آغاز شد؛ چراکه آنها به خوبی یافتند که بازگشت به شرایط عادی بدون درنظر گرفتن اثرات جنگ میتواند به عمق بحران دامن زده و تشدید بیثباتی را به دنبال داشته باشد. فراموش نکنیم که سهامداران عادی بیش از اینکه رفتار منطقی و تحلیلی در بازارها داشته باشند، بر پایه احساسات رفتار میکنند. البته این احساسات الزاما ریزش قیمت در کلیه سهام را رقم نمیزند؛ چراکه برخی ممکن است تصور کنند فضا به سمت یک صلح پایدار میرود و شاید تنش و اخبار بد رو به افول باشد. بنابراین فعالین بازار سرمایه به مرور در مسیر تحلیل قرار میگیرند.
سود شرکتها را بر اساس آسیب وارد شده (مستقیم یا غیرمستقیم) و همچنین محاسبه هزینههای وارده، حساب و کتاب میکنند و به مرور بازار سر و شکل منطقی و واقعی میگیرد. طبیعتا هر سهم داستان و شرایط خودش را دارد و اینگونه نیست که انتظار یک بازار بشدت نزولی یا یک بازار قوی صعودی را داشته باشیم. هر چند که در این مقطع تفکر قالب به سمت نزول است اما این برنامهریزی سیاستگذار است که میتواند انتظارات را تغییر و یا تعدیل کند.
نیاز اقتصاد به تغییر رویکرد سیاستگذاران
آنچه در ذهن مردم و بطور کل جامعه جا افتاده این است که بورس مکانی برای خرید و فروش سهام است اما اگر سیاستگذاران ما کمی رویکرد خود را تغییر دهند، بازار سهام میتواند نقش بزرگتر و پررنگتری را ایفا کند؛ چراکه اقتصاد ما بعد از این جنگ بیش از هر زمان دیگری نیاز به سرمایه دارد؛ سرمایههایی که بتواند در مسیر «ساخت مجدد کارخانهها» ، «پیشبرد پروژههای اقتصادی» و «ساخت و اصلاح زیرساختها» قرار بگیرد.
اجرای چنین نقشه راهی از مسیر سرمایه دولت آنهم با این حجم از کسری بودجه و یا از مسیر دریافت تسهیلات بانکی با این نرخ بهره بالا که بهخودی خود اقتصاد را فلج کرده، امکانپذیر نیست. بنابراین اینجا همانجایی است که بازار سرمایه میتواند مفید باشد و در صورت استفاده صحیح و گشایش در زمان مناسب، با جذب پولهای خرد در جامعه، به سمت بازسازی اقتصاد برود و دستکم تا حدودی مانعی برای سرعت بالای رشد قیمتها و تورم شدید باشد.
تبدیل تهدید به فرصت
لذا اگر سیاستگذاران ما این تهدید را تبدیل به فرصت کنند، برخی از صنایع میتوانند خیلی سریع در مسیر رونق قرار بگیرند. طبیعتا در این مسیر صنایعی جلودار خواهند بود که نقش موثری در بازسازیها داشته باشند. برخی از این صنایع ممکن است تولیدکننده مصالح مورد نیاز باشند و برخی دیگر شرکتها که مسیر اجرا و بازسازی را پیش میبرند. طبیعتا در این مسیر سیاستهای دولت و حاکمیت بسیار مهم است و میبایست از سیاستگذاریها و قیمتگذاریهای دستوری پرهیز شود تا بازارِ کار به سرعت رونق بگیرد و از شدت بیکاریهای ایجاد شده ناشی از جنگ کاسته شود.
جمعبندی نهایی ...
در جمعبندی باید گفت، اکنون در شرایط آتشبس موقت قرار داریم و این یعنی هنوز سایه جنگ بر سر کشور است و خبری از پایان تهدید نیست. بنابراین در شرایطی که خبری از قطعیت نیست، گشایش بازار سهام نیاز به زمان بیشتر، شفافیت، مدیریت، اعتمادسازی و از همه مهمتر یک حمایت مالی قابل قبول تحت یک برنامهریزی دقیق و مدون از سوی سیاستگذاران، صاحبنظران و حضور همهجانبه ارکان بازار سرمایه با حمایت قطعی و عملی بانک مرکزی و وزارتخانه اقتصاد دارد.
بدیهی است در این بین باید منافع کلیه ذینفعان بازار سرمایه مورد توجه قرار بگیرد. چنانچه تصمیمات مناسبی اتخاذ شود، بازار سرمایه میتواند شروعی تازه برای ترمیم اقتصاد کشور و آغاز آواربرداری باشد. اما هرگونه تصمیم نسنجیده و شتابزده در بازگشایی عاملی برای بحران و تولید آوار جدید خواهد بود که به سود هیچکس نیست ! بازار سهام در این مقطع بیش از هر زمان دیگری نیاز به همدلی همه ارکان و ذینفعان و شجاعت در تصمیمگیری به دور از منافع شخصی برای ایجاد تعادل دارد.














نظرات :
این مطلب 1 نظر دارد.
تحلیل جامع وکاملی بود امسیر بازگشایی بازار باید عاقلانه ومنطقی براساس نظرات کارشناسان خبره ودلسوز باشد
2 ماه پیش